تبليغاتX
عشق و عرفان

عشق و عرفان

دلبری غیر خدا کو که بر او دل بندم ... به خدا غیر خدا در خور دل بستن نیست

محسن یگانه

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/07/09ساعت 13:6  توسط هادی  | 

www.badboys2005.blogfa.com

 

حتما سر بزن اگه منو دوست داری

 

نظر هم بده

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/06/21ساعت 16:39  توسط هادی  | 

حتما بخون

 

افزایش آمار وبلاگ (حتما بخون)

سلام,خوبین.خیلی خیلی ممنون. خیلی با نظراتتون به من حال دادن دمتون گرم. امیدوارم همتون تونسته باشین کلی ایدی هک کرده باشین. چون نظرات بالا بود به همیت خاطر به اصرار چند نفر امروز میخوام بهتون افزایش بازدید وبلاگ رو آموزش بدم. حتی شما که تازه کار هستید میتونید ماهانه هزاران نفر بازدید داشته باشین. الان بازدید من به ۱میلیون نزدیکه. خوب مسخره بازی رو کم کنیم و بریم سر اصل مطلب. چند ماه پیش مدیر بلاگفا راه حلی را آموزش داد که فقط با یک ایمیل شما به ۴۰ جستوجو گر مهم دنیا از جمله گوگل,ماما و... معرفی میشین. شاید خیلیها باور نکنن ولی این امتیازی بود که مدیر بلگفا (آقای شیرازی) به کاربران بلگفا دادن.

خوب بریم سر اصل مطلب. بازم کد. خوب این کد رو داشته باشین تا بهتون بگم:

 https to serch to “greenhorse.com”----end teraficc to my weblog---robot ^&%^&%^&"£"

free43507--- the blogfa (Your weblog) robot*&#%^&___ _greenhorse to sing up---

(pas weblog)  to the more teraficc my weblog

خوب در قسمت Your weblog (داخل همون کدی که دادم هستنام وبلاگ یا وبسایت خود را بنوسید.

در قسمت pas weblog (داخل همون کدی که دادم هستپسورد وبلاگ یا وبسایت خود را بنوسید.

سپس وارد ایمیل خود شوید و به قسمت Compose بروید و این کد را با تغییراتی که دادین به این ایمیلی که میدم بفرستین.

blogfa_ir@yahoo.com

اگه این عملیات رو درست انجام داده باشین اسم وبلاگ یا وبسایت شما در ۴۰ جستوجوگر دنیا ثبت میشود و در نتیجه حداقل روزانه ۱۰۰نفر بازدید خواهید داشت.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/06/21ساعت 16:38  توسط هادی  | 

راههای دستیابی به اّرامش از منظر قراّن کریم

عوامل گوناگونی ممکن است انسان را نگران و پریشان سازد.ترس از اینده مبهم ـ اندوه بر گذشته تاریک ـ ضعف و ناتوانی در برابر مشکلات ـ احساس پوچی در زندگی ـ بی توجهی و قدر نشناسی اطرافیان ـ سوءظن ها و تهمت ها ـ دنیا پرستی و دلباختگی در برابر ان ـ وحشت از مرگ و ... و همگی در برابر ایمان به خدا از میان برداشته می شود.

و اما توصیه قران برای این حالات

۱:حس ایمان.

انسان مومن در مقام عمل فقط به انجام تکالیف الهی نظر دارد.هیچگاه هراس و اندوهی به قلبش راه نمی یابد زیرا نه خود را مالک ثروت و نه صاحب اختیار در  تصمیم گیری  می بیند ..بلکه او فقط امانتدار خداوند بر زمین و موظف به شناخت خیر و شر براساس دستورات خداوند است.

 

۲:یاد خدا.

نگرانی و اضطراب یا از ترس است یا از ناتوانی..پس انکه خداوند را همواره در یاد داشته باشد و او را سرچشمه همه صفات کمال و منزه از هر گونه صفت نفصان بنگرد ناگریز مهر او در دلش نشسته قلبش به یاد او ازام میگیرد.

 

۳:مطالعه زندگی انسانهای بزرگ.

 

۴:توکل.

<<اگر به خدا ایمان  اورده اید  فقط  بر  او  توکل  کنید>>

<<بگو  خد ا برای  من  کافی  است  معبودی جز او نیست فقط بر  او  توکل  کرده ام  و  اوست صاحب ان عرش بزرگ>>

 

۵:صبر.

بردباری به تقویت شخصیت و افزایش توانایی انسان در برابر سختی ها  و  بارهای سنگین زندگی انجامیده اعتدال روانی انسان را حفظ میکند.

 

۶:تقوا.

سیطره انسان بر خاسته های خویش او را از پیامدهای اندوهبار کارهای زشت مصون  می سازد.

 

۷:توبه.

بازگشت مستمر انسان به سوی خداوند موجب تخلیه روان از فشار احساس گناه شده حالت پاکی و طهارت نخستین را به او باز  می گرداند.

 

۸:تعاون و همکاری.

(پیامبر در حدیثی قدسی از محبت و تعاون میان مردم به صورت عامل جلب محبت خدا و دست یابی به ارامش و اطمینان یاد میکند)

 

۹:اداب و مراسم مذهبی.

تشریع احکام عبادی گوناگون از جمله نماز و روزه و حج و ...حس انتساب و استناد به خداوند را همواره در انسان زنده کرده او را از احساس  دردناک  بی هویتی  می رهاند.

 

۱۰:نماز و نیایش.

نمازهای پنج گانه که رابطه ای میان انسان و پروردگار اوست نوعی تمدد اعصاب و تخلیه روان از بارهای منفی نیز به شمار میرود.

 

منبع:جام جم

+ نوشته شده در  شنبه 1385/06/18ساعت 2:9  توسط هادی  | 

حیوانات مسخ شده

حضرت علی(ع) می فرماید : روزی از پیامبر اسلام(ص)  پرسیدم: یا رسول اله حیوانات مسخ شده کدامند؟

حضرت فرمود: انها ۱۳ حیوان هستند.

فیل..خرس..خوک..میمون..مارماهی..سوسمار..شب پره(پرستو)..کرم سیاه..عقرب..عنکبوت..خرگوش..سهیل و زهره(نام دو حیوان دریایی است).

انگاه پرسیدم علت مسخ شدن اینها چه بود؟ حضرت فرمود:

فیل..مردی لوطی(اهل لواط) بود.

خرس..مردی بود که مردها را به خود می خواند.

خوک..عده ای نصرانی بودند که از خدا خواستند تا غذای اسمانی بر انها بفرستد و با اینکه خواسته شان عملی شد بر کفر خود افزودند.

میمون..مرد دیوثی بود که همسرش را در اختیار مردم می گذاشت .

سوسمار..بادیه نشینی بود که سر راه حاجیان را می گرفت و اموالشان را می برد.

شب پره..دزدی بود که خرماهای مردم را از سر درختان سرقت میکرد.

کرم سیاه..سخن چینی بود که میان دوستان جدایی می انداخت.

عقرب..مرد بد زبانی بود که هیچ کس از نیش زبانش اسوده نبود.

عنکبوت..زنی بود که به شوهرش خیانت کرده بود.

خرگوش..زنی بود که غسل حیظ و غیره نمی کرد.

سهیل..گمرک چی بود در یمن.

زهره..زنی نصرانی بود و این زن همان است که هاروت و ماروت را فریفت.

برگرفته از کتاب کیفر گناهان 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/05/02ساعت 8:20  توسط هادی  | 

خدا شناسی

وقتی که کودکی متولد میشود اگر او را در حصار کوچکی مانند سلول انفرادی بزرگ کنیم دنیای او به همین زندان ختم میشود

 با در و دیوار ان انس گرفته و محیط فراتر از انرا تصور نمی کند  ولی اگر بعد از سالها اجری از دیوار این زندان برداشته شود و کودک قصه ما که اکنون ۲۰ ساله شده است دنیای خارج از زندان و حصار را ببیند و زندگی و رفت و امد مردم را تماشا کند 

 دیگر این دنیای او <حصار> برایش بی معنی می شود و نمی تواند تحمل کند و خود را به در و دیوار می زند تا از ان رهایی یابد.

خود شناسی یعنی همین......

یعنی برداشتن اجری از دیوار دنیای خود .

اگر ما به مرحله ای از خود شناسی برسیم که دنیای ماورایی را درک کنیم دیگر تحمل این دنیا برایمان مشکل خواهد شد و در رسیدن به دنیایی که مشاهده  کرده ایم  <تلاش> خواهیم کرد.

من عرفه نفسه فقد عرفه ربه...

خدایا به ما راهی نشان بده..

ما به یه فانوس هم بسنده می کنیم  ..فقط یه نور کوچیک که بتونیم جلو پامونو ببینیم.

الهی من لی غیرک

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/04/22ساعت 10:33  توسط هادی  | 

سخنانی قصار از امام حسین

۱:خدا توان کسی را نگیرد جز اینکه بار طاعتی از او بردارد و نیز او را نستاند جز اینکه تکلیفی از او ساقط کند.

۲:غافلگیر کردن خدا مر بنده خود را این است که به او نعمت فراوان دهد و شکرگذاری را از او بگیرد.

۳:برادران چهارند..برادری بسود تو و خود او و برادری که بسود تو است و برادری که به ضرر توست و برادری که نه بسود توست نه بسود خودش.

۴:مبادا کاری کنی که عذرت باید زیرا مومن نه بد میکند نه عذر می طلبد و منافق هر روز بد میکند و عذر می طلبد.

۵: راستی مومن خدا را نگهدار خود گرفته و گفتارش را اینه خود..یکبار در صفت مومنان بنگر و بار دیگر در صفت متجبران او از جهت خود در لطافت اندر است و اندازه خود را میشناسد و از هوش خود به مقام یقین رسید و بپاکی خود اعتماد دارد.

تحف العقول

+ نوشته شده در  شنبه 1385/04/17ساعت 11:1  توسط هادی  | 

برگ سبز..

قصه  خود  را   بگفتم  دوش   با  فرزانه ای

گفت    باور می  ندارم  من  چنین  افسانه ای

 

از درونم   بر زبان  راندم من  اسرار مگوی

گفت   یا مستی  برادر جان   و   یا  دیوانه ای

 

چون  گرفتم  دامنش  را    تا مرا  چیزی دهد

گفت   بگشا چشم  تا بینی  که خود شاهانه ای

 

گفتمش یک جرعه ام زآن می بده خندیدوگفت

جام  بر کف  داری   و حیران  پی میخانه ای

 

گرد او  چرخی زدم   تا  ناگهان  دستم گرفت

گفت  من شمعم   ولیکن   تو  مگر پروانه ای

 

گفتمش    بیگانه ام   آری     ولی    دیوانه ام

گرد خود  چرخی زد و گفتا  که کو بیگانه ای

 

گفتمش  گر نیستم بیگانه  آخر این ز چیست ؟

گفت   گنجی  در نهان داری   ولی ویرانه ای

 

آهی از دل  برکشیدم    اشکم  از دیده   چکید

سیل اشک ازدیده اش بر خاک شد  سیلانه ای

 

در میان موج  و طوفان  هستی ام بر باد رفت

تا    که  در  آن  بحر دیدم    کشتی  علیانه ای

 

چون درآن کشتی شدم درگوش من آهسته گفت

نیک  بنگر   تا ببینی   با چه کس  همخانه ای

 

من  در آن کشتی  ندیدم   جز که  نور ایزدی

« گشت این پس مانده اندرعشق او پیشانه ای»

 

سیل رفت وموج رفت ومرغ طوفان نیزرفت

یار رفت   و  یاد  ماند   و در دلم   دردانه ای

 

 

برگرفته از وبلاگ خودشناسی و عرفان

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/04/15ساعت 12:42  توسط هادی  | 

اخرین غزل مولوی

بنا به روایت افلاکی (مناقب العارفین) در مرض موت مولوی:<حضرت سلطان ولد از خدمت بی حد و رقت بسیار و بی خوابی بسیار ضعیف  شده  بود.. دایم  نعره ها  می زد  و  جامه ها را  پاره  میکرد  و  نوحه ها    می نمود و اصلا نمی غنود همان شب حضرت مولانا فرمود که : بهاء الدین من خوشم برو سری بنه و قدری بیاسا..چون حضرت ولد سر نهاد و روانه شد این غزل را فرمود و حضرت چلپی حسام الدین مینوشت و اشکهای خونین میریخت........

رو سر بنه  به  بالین  تنها  مرا  رها  کن    **     ترک  من  خراب  شبگرد  مبیلا  کن

ماییم و موج سودا شب تا به روز تنها   **   خواهی  بیا  ببخشا خواهی  برو جفا  کن

بر شاه خوبرویان  واجب  وفا  نباشد        **  ای زرد روی عاشق تو صبر کن وفا کن

خیره کشی است ما را دارد دلی چو خارا  **   بکشد  کسش  نگوید  تدبیر  خونبها  کن

دردی است غیر مردن کان را دوا نباشد   ** پس من چگونه گویم کاین درد را دوا کن

در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم ** با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن

گو اژدهاست در ره عشق است چون زمرد  **  از برق ان زمرد هین  دفع اژدها کن

بس کن که بی خودم من ور تو هنر فزایی   **   تاریخ   بوعلی  گو  تنبیه  بوالعلا  کن

الی اخر

و غزل اخرین که فرمودند این است....

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/04/12ساعت 13:22  توسط هادی  | 

فرازهایی از اندیشه های شهید بهشتی

انسان موجودی است که باید انتخوابگر بدنیا بیاید انتخابگر بزرگ شود انتخابگر زندگی کند انتخابگر به راه فساد برود انتخابگر به راه اصلاح برود و این طرح کلی جامعه اسلامی را تعیین میکند.

 

فرد فرد شما باید بدانید راه رسیدن به حکومت حق و عدل این است که شما از طریق امر به معروف و نهی از منکر به چنین هدفی برسید.

 

یکی از راههای بیگانه کردن یک امت با خودش این است که سر و دست وپا و دل و عقل وهوش و گوش را یکسره به بیگانه بسپارد.

 

خدا بر عهده هیچ کس تکلیفی نمی نهد مگر در حدود توانایی اش .

...

یادش گرامی راهش پر رهرو

+ نوشته شده در  شنبه 1385/04/10ساعت 8:49  توسط هادی  |